X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

جمعه 25 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:25 ق.ظ


سال جدید برای همه مبارک باشه ، آرزو میکنم همه ما به اوج آرزوهامون برسیم.

ما هم سال جدید رو با کمی سرماخوردگی شروع کردیم و خدا را شکر بهتر شدیم، میلان عزیزم بزرگ شده ، کاملا صحبت میکنه و دل من رو میبره ، انقدر حس خوبی به من میده که دوست دارم با بقیه تقسیم کنم، ایلیا مدرسه میره و دوستای خوبی داره ، زبانش بهتر شده و اعتماد به نفسش هم خیلی بیشتر شده، هر روز شاهد پیشرفت و بزرگ شدنش هستم، با همدیگر خیلی خوب بازی میکنند، عالی ، لذت میبرم از موش و گربه بازی کردنشون ، انگار با بزرگ شدن بچه ها و شاید خود ما،  گرفتاریها هم بزرگتر میشند، یا اینکه تو دل ما جای بیشتری باز میکنند، به هر حال ما هم مشغول تدارکات زندگی هستیم، من و مجید تمام سعی و تلاشمون رو میکنیم که زندگی خوبی بسازیم.

دیروز هم یک پسر دیگه به جمع خانوادگی ما اضافه شد، و مامان من صاحب یک نوه دیگر شد، به خواهر عزیزم تبریک میگم برای تولد فرزندش و به مادرم هم همینطور. 


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

طعم زندگی

چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:28 ق.ظ


آن وقت ها چقدر زندگی فرق میکرد، چه رویاهایی در سر داشتم، چه نوجوانی ای داشتم، چه جوانی ای ، چقدر دوست داشتم آینده متفاوتی از الان داشته باشم، چه پر هیجان بودم، چه پر انگیزه ، باهوش و پی گیر ، نمیدانم چه شد، نمیدانم بر سر آن همه رویا و آرزو چه آمد، نمیدانم چه اتفاقی این وسط افتاد که راه من رو عوض کرد ، بی ان که خود بخااهم ، اما میدانستم ، از همان اول میدانستم که این راه راهه من نیست، میفهمیدم که این زندگی ، زندگی من نیست، جایی که بودم چیزی نبود که میخواستم ، خیلی بی تجربه تر ، خیلی کوچکتر بودم از آن که بخااهم این مسیر را عوض کنم، زندگی برایم تعریف شد، همینطور آرام آرام و من شدم دنباله روی راهی که انگار مرحله به مرحله با چراغی در مقابلم روشن میشد، من اما ایمان به این راه نداشتم، من نمیخواستم، اما میرفتم ، بی شکوه ، بی بهانه ، قلبم دنباله راه فرار بود ، پاهایم اما همراهی نمیکرد، و من بی آنکه بخااهم همه ی طراوت و جوانی ام را به پای زندگی خودم (خودی که از خود ، که با خود هم بیگانه است ) ریختم و گذشتم ، هنوز هم همینطور است ، هنوز هم میگذرم، هنوز هم قلبم در دنیای دیگری سیر میکند و من همچنان در راهی که بودم قدم بر میدارم، شاید با عشقی بیشتر ، شاید با انگیزه ای بیشتر ، و گاه نفرتی که همه زندگی را در یک لحظه به کامم تلخ میکند و من میشوم همان دختری که راه فرار را جستجو میکرد، افسوسی ندارم بر گذشته ، فقط حسرتی هست بر کودکی ام و تنهایی ام .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

عشق

پنج‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:43 ق.ظ







گاهی با شنیدن آهنگی سفر میکنم به خیلی دور ، گاهی با شنیدن کوچکترین ترانه عاشق میشم، عاشق همه روزهای سبز و زیبائی که داشتم، دلم سخت تنگ میشه برای جوونی ، برای دوستیهای اون موقع ، برای عشق، دلم تنگ میشه برای دلهرهای روزهای دبیرستان ،،،، اما هیچ وقت بر نمیگرده ، هیچ وقت، و برای ما فقط حسرتی بر دل باقی می مونه ، 
سر که برگردانم ایلیا هست با همه بازیهای بچگانه و شعور و شخصیت خوبی که داره و این برای من قابل ستایش هست و اون طرف میلان عزیزم با همه شلوغی و بازیگوشی عقل از هوشم میبره،  خدا را شکر برای وجود پر از عشق و زندگی اونها 
و کار من جز ساختن یک آینده روشن و کمک به رشد فکری و اجتمائی برای انها نیست ، 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یکشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:55 ب.ظ


دیشب مهمون داشتم، سر میز گفتم: نمیدونم این الویه خوشمزه شده یا نه،  یکی از مهمونها گفت: محشره ، خیلی خوشمزه هست ، خواهر شوهرم گفت: اصلان خوب نیست ، مزه اش رو دوست ندارم، یک دفعه وا رفتم، 



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:05 ب.ظ


نمیدونم چی شد که غرق شدم

نمیدونم چی شد که گم شدم، 

توی این زندگی گم شدم،

یادم رفته روزهای دل واپسی رو 

دیگه به خاطر ندارم ، 

انقدر غرق در این روزمرگی شدم که انگار بخشی از خاطراتم پاک شده 

تو چطور ؟ تو هنوز یادت هست ؟

تو همه ی اون روزهای قشنگ رو به خاطر داری، هنوز هم به یاد من هستی ، 

اون همه عشق رو به خاطر داری 


من انگار یک آدم دیگه شدم،

روزگارم بوی اون وقت ها رو نمیده، دغدغه های من عوض شده،


من همه ی وقتم برای بچه هام میگذره

باهاشون قایم باشک بازی میکنم، باهاشون میرقصم، باهمدیگه ورزش میکنیم ، شعر میخونیم ، با همدیگه میخندیم، 

با مریضی شون مریض میشم ، با اونا تب میکنم، با خندشون میخندم ، و غصه شون من رو غصه دار میکنه 


میبینی ؟ من تنها نیستم، حتا در فکر خودم، وقتی ندارم که به گذشته فکر کنم، همه ی فکر و ذهن من در امروز زندگی میکند 


می بینی این هست روزگار من 

----------------------------------------------


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       39    >>