X
تبلیغات
رایتل

و اینک منم...!!!

شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 05:32 ب.ظ

و اینک منم
زنی تنها در آستانه فصلی سرد
در عزای محفل آینه‌ها

چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود
این سان صبور . سنگین . سرگردان فرمان ایست داد

ای یار. ای یگانه‌ترین یار
چه ابرهای سیاهی در انتظار میهمانی خورشیدند.
اتاقی را به تو تسلیم می‌کنم
چرا که ابرهای تیره همیشه پیغمبران آیه‌های تازه تطهیرند

و در شهادت یک شمع راز منوری‌ست 
که آن را . آن دو دست جوان
که زیر بارش یک ریز برف مدفون شد می‌داند

و سال دیگر وقتی بهار
با آسمان پشت پنجره همخوابه می‌شود شکوفه خواهد داد

آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟
آیا دوباره باغچه‌ها را بنفشه خواهم کاشت؟

                                                                          «فروغ»
به امید دیدار...

لیلا
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo