X
تبلیغات
رایتل

فاصله...!!!

شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:35 ق.ظ


در آنسوی خود ،
در جائی سرسبزتر از من ،
در خیالم ،
در جائی که روی آب می شود راه رفت ،
در آرزوهائی که به بلندای سرو
قد به آسمان دارند ،
خیال کرده بودم ،
تو را و گرمای دستانت را
در وجودم
حس می کنم ،
بوی باران مست کننده است ،
گل مریم چه عطری دارد ،
زندگی را در خانه خیالی خود
حس می کنم ،
بزرگ کردم عشقی از رنگ تو
و روان شدیم با تو
در قایقی که رود آبی شوق
می خنداند و می برد ،
چه خیالاتی داشتم ،
پلکهای بسته من
باز می شوند ،
ناگاه صدای قناری اطاقکم
می شکند ،
آرزوهایم فرو پاشیدند ،
و درد بی کسی
بر وجودم نشست ،
بغضم ترک برداشت ،
قلبم ذره ذره شکست ،
اشکمهایم سنگین گشت ،
هق هق تنهائی من آزاد شد ،
و در این التهاب پوچی 
غرور را تکه تکه کردم ،
فضای من آبی شد  ،
سکوت و صدای تگرگ
هم آغوش گشتند ،
فاصله درک کردنی بود
فاصلهُ عاشقی دور
و کاش
وقتی که یادم می افتاد
تو دیگر نیستی
مرده بودم .

و این نیز بگذرد...!!!
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo