X
تبلیغات
رایتل

«چاووشی»

یکشنبه 27 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 09:52 ق.ظ

بسان رهنوردانی که در افسانه‌ها گویند
گرفته کوله‌بارزاده ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران در مشت
گهی پرگوی و گه خاموش
در آن مٍه گون فضای خلوت افسانه‌گیشان
راه می‌پویند
ما هم راه خود را می‌کنیم آغاز
سه ره پیداست
نوشته بر سر هریک به سنگ اندر
حدیثی که‌ش نمی‌خوانی بر آن دیگر

نخستین:
                 راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته اما رو بر شهر و باغ و آبادی

دو دیگر:
                 راه نیمش ننگ، نیمش نام
اگر سر بر کُنی غوغا و گر دم درکٍشی آرام

سه دیگر:
                 راه بی‌برگشت، بی فرجام،

من اینجا بس دلم تنگ است و
هر سازی که می‌بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم
ببینم آسمان هر کجا
آیا همین رنگ است؟!

«م.امید»
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo