X
تبلیغات
رایتل

شنبه 7 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 01:59 ب.ظ
شروه
منوچهر آتشی
دفتر شعر گندم و گیلاس


به آوازی می اندیشم
که شبی پرشور
زیر پنجره ای، به غفلت خوانده باشم.

به دلی
که پشت پنجره گریسته باشد
و به انگشتانی لرزان
که فشرده باشد میله ها را

در آن کوچه های تیره ی دراز دور نوجوانی
چه کسی به شور و شیدایی خوانده است
لحظه ای که کنار پنجره ،
من
به دریا
و ماه درشت پریده رنگ
می نگریسته ام؟
ورنه به تاریکترین کوچه های رویا
سرگشته چرایم؟
و چرا به آشیانه و بالینی
اندیشه نمی کنم؟

به تاریک ترین کوچه های رویا
که تشویش
چهره به شیشه های پنجره چسبانده
و سایه های تردید
هر سویی در تاریکی آویزان است
این کیست که شوریده وار می خواند
و ندارد پروایی از نهاد ناایمن ظلمت؟

چه کسی را گریانده باشم به آواز
که می گریاندم این گونه
هر آواز نومیدانه ی ولگردی؟
جایی
دلی آزرده ست از من؟
بی خبر که دل شوریده ام از هزار جا؟
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo