یکشنبه 28 خرداد ماه سال 1385

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن تست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‏ایم اینت بوالعجب

در حلقه‏ایم با تو و چون حلقه بر دریم

از دشمنان شکایت برند به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

«سعدی»