شنبه 3 تیر ماه سال 1385
دلتنگی

 

تا حالا شده خیلی ناراحت باشی... اشک گوشه چشمات جمع بشه اما نتونی با هیشکی حرف بزنی از بس بغض توی گلو داری... تا حالا شده بخوای به یکی کمک کنی ولی هیچ کاری از دستت برنیاد... شده دلتنگ باشی. ناراحت باشی. دستت از همه جا کوتاه باشه... من الان همینجوری‌ام.. حالم اصلا خوب نیست... کاش میتونستم کاری انجام بدم... دلم آغوش مادر رو میخواد..