
در آنسوی خود ،
در جائی سرسبزتر از من ،
در خیالم ،
در جائی که روی آب می شود راه رفت ،
در آرزوهائی که به بلندای سرو
قد به آسمان دارند ،
خیال کرده بودم ،
تو را و گرمای دستانت را
در وجودم
حس می کنم ،
بوی باران مست کننده است ،
گل مریم چه عطری دارد ،
زندگی را در خانه خیالی خود
حس می کنم ،
بزرگ کردم عشقی از رنگ تو
و روان شدیم با تو
در قایقی که رود آبی شوق
می خنداند و می برد ،
چه خیالاتی داشتم ،
پلکهای بسته من
باز می شوند ،
ناگاه صدای قناری اطاقکم
می شکند ،
آرزوهایم فرو پاشیدند ،
و درد بی کسی
بر وجودم نشست ،
بغضم ترک برداشت ،
قلبم ذره ذره شکست ،
اشکمهایم سنگین گشت ،
هق هق تنهائی من آزاد شد ،
و در این التهاب پوچی
غرور را تکه تکه کردم ،
فضای من آبی شد ،
سکوت و صدای تگرگ
هم آغوش گشتند ،
فاصله درک کردنی بود
فاصلهُ عاشقی دور
و کاش
وقتی که یادم می افتاد
تو دیگر نیستی
مرده بودم .
و این نیز بگذرد...!!!
Salam webloge ghashanghi darid
in sheer ham khili ghashangh bood
byeeeeeeeeeeeeeeee
سلام لیلا خانم
خیلی غمگین شدم وقتی این شعرتو خوندم از درد بی کسی و قلب های ذره ذره و هق هق تنهائی نوشته بودی خیلی غمگین و قشنگ بود امیدوارم که یه روز ی از تنهائی در بیای و شاد شاد باشی وعیچ موقع غم و غصه تو دلت خونه نکنه که این جوری .................
ممنون
خدانگهدار
سلام
یکی از چیز هائی که همیشه در سختی شعار من بود همین جمله بود.
این نیز بگذرد
سلام مهربان
از اینکه خیلی وقته برات چیزی ننوشتم منو ببخش.خودت میدونی خیلی گرفتار کارهستم.ولی هر روز بهت سر میزنم.
این متنت اینقدر زیبا بود که نتونستم چیزی ننویسم امیدوارم موفق باشی.